شهیدبالازاده وشهیدخدمتعلی رجبی
استان اردبیل 600 دانش آموز شهید دارد که شهید "مرحمت بالازاده" به عنوان
سمبل این شهدا معرفی و یاد و خاطره این شهید و سایر شهدای دانش آموز این
استان از یک هفته پیش درشهرهای و بخشهای مختلف با برگزاری یادواره های
متععد با حضور گسترده اهالی گرامی داشته شد.
برگزاری مسابقه وبلاگ نویسی علمدار بصیرت، نقاشی همکلاسی شهید، تدون
کتابچه زندگینامه، تولید آلبوم تصاویر با محوریت شهید بالازاده و 600 دانش
آموز استان و تهیه نرم افزار و کلیپ از سایر فعالیتهای گرامی داشت یاد و
نام شهید مرحمت بالازاده در مدت یک هفته در سطح استان اردبیل بود.
شهید مرحمت بالازاده در 17 خرداد سال 1349 در روستای "گرمی چای" از توابع
شهرستان گرمی به دنیا آمد و در حالیکه 13 داشت در سال 1361 به عنوان بسیجی
به جبهه اعزام شد. او در مدت حضور در جبهه های مبارزه حق علیه باطل در پنج
عملیات شرکت کرد تا اینکه در21 اسفند سال 1363 در جزیره مجنون در جریان
عملیات بدر به شهادت رسید. فصل عزا اشعاری از مرحوم محمد رضا آقاسی سلام بر تو و نیزه ای که حامل توست به محملی که درونش تمامی دل توست سلام بر تو بر زلف عنبر افشانت نگاه غم زده ی زینب پریشانت دشت پر از ناله و فریادبود سلسله بر گردن سجاد بود فصل عزا آمد و دل غم گرفت خیمه دل بوی محرم گرفت زهره منظومه زهرا حسین کشته افتاده به صحرا حسین دست صبا زلف تورا شانه کرد بر سر نی خنده مستانه کرد چیست لب خشک و ترک خورده ات چشمه ایاز زخم نمک خورده ات روشنی خلوت شبهای من بوسه بزن بر تب لبهای من تا زغم غربت تو تب کنم یاد پریشانی زینب کنم آه از آن لحظه که بر سینه ات بوسه نشاندند لب تیرها آه از آن لحظه که بر پیکرت زخم کشیدند به شمشیرها آه از آن لحظه که اصغر شکفت در هدف چشم کمانگیر ها آه از آن لحظه که سجاد شد همنفس ناله زنجیر ها قوم به حج رفته به حج رفته اند بی تو در این بادیه کج رفته اند کعبه تویی کعبه به جز سنگ نیست آینه ای مثل تو بی رنگ نیست آینه رهگذر صوفیان سنگ نصیب گذر کوفیان کوفه دم از مهر و وفا می زدند شام تو را سنگ جفا می زدند کوفه اگر آینه ات را شکست شام از این واقعه طرفی نبست کوفه اگر تیغ و تبرزین شود شام اگر یکسره آذین شود مرگ اگر اسب مرا زین کند خون مرا تیغ تو تضمینکند آتش پرهیز نبرد مرا تیغ اجل نیز نبرد مرا بی سر و سامان توام یاحسین دست به دامان تو ام یا حسین جان علی سلسله بندم مکن گردم از خاک بلندم مکن عاقبت این عشق هلاکم کند در گذر کوی تو خاکم کند تربت توبوی خدا می دهد بوی حضور شهدا می دهد مشعر حق عزم منا کرده ایکعبه ی ششگوشه بنا کرده ای تیر تنت را به مصاف آمدست تیغ سرت را به طواف آمدست چیست شفابخش دل ریش ما مرحم زخم و غم و تشویش ما چیست به جز یاد گلروی تو سجده به محراب دو ابروی تو بر سر نی زلف رها کرده ای با جگرشیعه چه ها کرده ای باز که هنگامه برانگیختی بر جگر شیعه نمک ریختی ..... در خود شکست آن شب، از خود برید عباس اوج ولایت است این، خود را ندید عباس یک تن شدند، یک تن، اول مرید عباس آیینه دار او بود ، آیینه چید عباس چون سیب سرخ افتاد، از بس رسید عباس دستی به دست او داد، غیرت خرید عباس از قهر، او به دور است ، بی ناز و بی غرور است اول شهیدِ او شد تا شد شهید عباس "راز رشید" بودی ، راز رشید... عباس
رییس
سازمان بسیج مستضعفین گفت: این فقط هنر مكتب اسلام است كه نوجوانی چون
شهید مرحمت بالازده را میسازد و دنیا اگر توانش را دارد چه در شرق و چه
درغرب نمونهاش را بیاورد.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
آن عاشقان یکدست، هفتاد تن نبودند...
با یاد کشتگانش، آیینه خانه ای ساخت
از نسل پختگان بود، خامی نکرد، باری
کی او بهانه جو بود، چشمش به چشم او بود
" سید حسن"۱ چه زیبا راز تو را علم کرد![]()
![]()
![]()
اَتَامُرونَ النّاس بِا الِبرَ وتنسونَ اَنُفسِکُم
سلام بر مهدی یاور مظلومان جهان ونائب بر خقش امام امت و بر رزمندگان پر
توان جند ا... و لشکریان توحید ، با آنکه می دانم گناهانم مانع از اجابت
دعا هایم در پیشگاه خداونداست و شهادت نصیبم نمی شود
اول : شهادت می دهم خدا یکی است احدأ
وصمدأ و رحمن و رحیم و مهربان و ستار و غفار و قاسم الجبارین است ، شهادت
می دهم که همه پیامبران برحقند . شهادت می دهم به علی (ع) و 11 فرزند بر
حقش شهادت می دهم به معاد به زمان بر انگیخته شدن انسانهاست زمان رسیدگی
به جرائم وقت میزان وعدل و داد است زمان قضاوت خداست خدایا قسمت می دهم
به خون شهیدان کربلا رسوایم نکن .
دوم : امت مسلمان نفسهایتان را مطیع
عقلتان کنید از اختلافات بپرهیزید که اما فرمود اختلافها سر من است
دنیا فانی است آنجه می ماند خوبی و بدی است .
برادران پاسدار روحانیت
را ول نکنید . و امام را رها نسازید که رهبر همه به سوی نجات و فلاح
است از اختلاف بپرهیزید و تابع هوای نفس نباشید که انسان را هلاک می کند
. به نغمه های شوم مزدوران بیرونی و درونی استعمار گوش فرا ندهید که امام
فرمود شیطان بزرگ آمریکاست . تقوا را فراموش نکنید سوار بر کشتی تقوا از
طوفانهای سهمگین زندگی و امواج دنیا نجات یافته و در بهشت موعود پهلو
گیرید که ( ان اکرمکم– عند ا... القبکم) جنگ را فراموش نکنید که مسئله
اصلی جنگ است پدران و مادران فرزندان خود را روانه جبهه کنید که داده اید
در راه خدا همچون ما در وهب پس نگیرید از تهمت زد و تجسس درباره همدیگر
بپرهیزید که خداوند قهار و ستار پوشانید که وظیفه انسانها همین است .
رمز پیروزی یادتان نرود وحدت را راحفظ کنید که با حفظ وحدت می توان کاخهای
سبز و سرخ سفید را لرزاند و در هم ریخت که وعده پیروزی نهائی نزدیک است .
به خانواده شهدا احترام بگذارید که ما هر چه داریم از اینها داریم
خانواده شهدا گرانقدرترین و پر بهاترین از لحاظ کیفیت و انسانهای کامل و
بهترین نعمت خداوند که همانا جانهای شیرین فرزندانشان بوده است .
در
راه خدا داده اند ، مساجد را پر کنید که مساجد سنگر است اسلام را رها
نکنید که کمک به اسلام باید به خاطر خدا باشد نه اینکه با اشتباه یک فرد
هر چند ظاهری در رده بالای باشد همه چیز را از یاد برده و آنچه که تکلیفمان
می باشد توجیه کنیم خدا نکند آن روز بیاید که خداوند منان بر اثر کفران
نعمتها نعمتهایش را از ما بگیرد .
دو روز روزه داریم بگیرید و مقداری
پول نزد برادردم دارم که البته در دفترچه ام می باشد نصفش را به جنگ زدگان
بدهید وبقیه هر طور پدرم صلاح دانستند خرج کنید .
خواهرانم و مادرم و
برادرانم ، درس از زینب کبری و ما درم از زهرا مرضیه و برادرانم درس از
امام سجاد (ع) و پدرم درس از امام حسین (ع) بگیرید و متزلزل نشوید رسالت
زینب بر دوش به یاری اسلام بشتابید و برایم دعا کنید. خداوند گناهانم را
ببخشد .
ان تنصر ا... ینصرکم و یثبت اقدامکم خدایا ما را به صراط مستقیم فرما
خداوندا انقلاب را باقی بدار تا آقایش مهدی (عج ا... تعالی فرجه الشریف )
تشریف فرما شوند. گناهانم راببخش. لشکریان توحید راپیروز بگردان .
ساعت 8 شب 18 / 11/1362 نزدیکی قصر
شیرین
خدمتعلی رجبی
![]()
![]()
![]()

اول
فروردین 1341 در یک خانواده مذهبی در شهر «هشتجین »درشهرستان «خلخال» به
دنیا آمد. وی کوچکترین فرزند پسر خانواده بود. دوران تحصیل را از «هشتجین»
شروع کرد . بعد دوران راهنمایی و دبیرستان را در اردبیل در محله« باغمیشه
»همراه شهید پستی ادامه می دهد .
بعد از اخذ دیپلم به صورت جدی وارد
مبارزه با حکومت طاغوت می شودو در شهر «هشتجین» تظاهرات زیادی برپا می کند .
او با تدبیر خود، نیروهای پاسگاه «هشتجین »را مجبور به ترک محل می کند .
بعد از انقلاب وارد سپاه شده و در روابط عمومی سپاه اردبیل مشغول خدمت می
شود. پس ازمدتی به فرماندهی سپاه گرمی منصوب و چند ماه بعد فرمانده سپاه
«خلخال » می شود، در حالی که 21 سال سن داشتند. علیرغم سن کم به خوبی در
فضای حاکم بر خلخال از عهده مسئولیت این سمت بر می آیند و در بین مردم
ورزمندگان جبهه نامی بسیار عالی و دوست داشتنی بر جا می گذارند که در شهادت
و تدفین وی مشخص می شود . برخورد وی بامردم، نیروها و خانواده قابل وصف
نیست . اما در اثر نا آگاهی وفقر فرهنگی عده ای در خلخال، وی استعفاء داد و
به جبهه اعزام شد . در جبهه درگردان تخریب در خدمت فرمانده سر افراز و
عارف گردان تخریب شهید جوادی جانشین گردان تخریب لشکر 31 عاشورا می شودو
حدود 2 الی 3 ماه بعد در عملیات خیبر و بر اثر اصابت تیر دشمن بعثی بر
پیشانیش ، شهید می شود .
با توجه به اینکه ایشان در« اردبیل »تحصیل
می کردند و نسبت به شهر« خلخال »شهر مذهبی و بزرگتری محسوب می شد از روند
انقلاب اسلامی به خصوص با رهبری امام خمینی (ره ) بیشتر آشنا بودند و
همچنین نسبت به اعمال و رفتار غیر قانونی عمال طاغوت آگاهی بیشتری داشتند و
نسبت به هم سن و سالان خود روشن فکر بودند .
شهید «رجبی »درآگاهی بخشی
به مردم نقش مهمی را داشتند وقتی که به بخش می آمدند به همراه تعدادی از
دوستان از جمله شهید عمران پستی ، نادر صدیق و محمد غفاری جوانان را در
مسجد بخش جمع می کردند و به روشن گری آنها می پرداختند و اعلامیه هایی که
از طرف امام خمینی (ره) صادر می شد بین جوانان توزیع می کردند و خیانتهای
رژیم ستم شاهی و مشکلات را که برای مردم مملکت بوجود آورده بودند بیان می
کردند . در سایه تلاش و فعالیتهای آنها جوانان نسبت به اعمال و کردار نظام
ستم شاهی اطلاعات بیشتری پیدا کردند و زمینه برای انقلاب اسلامی دراین
منطقه فراهم گردید . جوانان با تعطیلی مدارس و شرکت در راهپیمایی اعتراضات
خود را اظهار نمایند و همه چیز آماده شده بود. بزرگترین مانعی که در این
خصوص بود وجود پاسگاه و نیرو کادر امنیتی شاه بود . که در تظاهرات و
راهپیمایی مردم و جوانان را مورد اذیت و آزار قرار می دادند و مورد ضرت و
شتم ،ولی هرچقدر دستگیری و ضرب وشتم بیشتر می شد . اتحاد همدلی – همکاری
مردم افزایش می یافت به طوری که اینگونه حرکتها نتوانست در اراده آهنین
شهرو همراهان وی خللی وارد نماید. روز بروز اعتراضات گسترش یافت و همگام با
اکثرنقاط کشور درشکل گیری انقلاب نقش بسزایی داشت .
![]()
![]()
![]()
شهید خدمتعلی رجبی
خدمتعلی رجبی، هفتمین فرزند زوج مقصود رجبی و
وجیهه حسنلو در ۱ فروردین ۱۳۴۱ در روستای هشتچین از توابع شهرستان خلخال به
دنیا آمد. پدرش از طریق کشاورزی و باغبانی، امرار معاش می کرد. وی هنگام
تولد فرزندش در سفر زیارت کربلا بود . او در این باره می گوید: «پیش از
تولد او در زیارت کربلا بودم و موقعی که برگشتم فهمیدم پسرم متولد شده
است.»۱
خدمتعلی پس از طی دوران کودکی در دامان پدر و مادر، در سن ۶ سالگی در مدرسه
زادگاهش، مشغول به تحصیل شد و دوره ابتدایی را با موفقیت به پایان برد و
در سال ۱۳۵۳ وارد مدرسه راهنمایی هشتچین شد. او در کنار تحصیل، با وجود سن
کم اغلب اوقات فراقتش را به پدر و مادر در کار کشاورزی و با غداری کمک می
کرد. با اتمام دوره راهنمای خدمتعلی بمنظور ادامه تحصیل به شهر اردبیل نقل
مکان کرد و با نام نویسی دردبیرستان شاه عباس، تحصیلات متوسطه راآغاز
نمود. در طول دوران تحصیل علاوه بر کتب درسی، علاقه خاصی به خواندن قرآن و
نهج البلاغه و حفظ و یادگیری حدیث و احکام الهی داشت، به طوری که از
زمان ورود به دبیرستان اوقات فراقتش را در مسجد با مطالعه کتب دینی و مذهبی
مخصوصا قرآن می گذراند. با اوج گیری مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی علی
رغم صغر سن، فعالیت های زیادی داشت از جمله به همراهی یکی از دوستانش به
نام عمران پستی، ۲ راهپیمایی های را در روستا و خلخال هدایت می کرد. پدرش
از فعالیت های او در قبل از انقلاب می گوید: «یادم هست روزی بنا به دستور
رئیس پاسگاه ، عکس شاه را به دیوار می چسباندند و می خواستند به دکان ما هم
بچسبانند ولی خدمتعلی مانع شد. در آخر رئیس پاسگاه خواست لااقل اسکناسی را
که عکس شاه را دارد در داخل مغازه بچسبانند.»
۳
خدمتعلی برای نماز اول وقت اهمیت خاصی قایل بود و به دوستان و افراد
خانواده نماز اول وقت را سفارش می کرد. «گاهی اوقات با دوستان محفلی را
تشکیل می دادند و او با توجه به مطالعه ای که در کتابها و نشریات ارگانهای
انقلاب داشت برای آنان تا نصفه های شب صحبت می کرد.» ۴
رجبی در سال ۱۳۵۹ تحصیلات خود را در دبیرستان شاه عباس به پایان رساند و
بلافاصله به عضویت سپاه پاسداران در آمد. فعالیت های وی در این نهاد چشمگیر
بود به طوری که در طی زمان اندک به فرماندهی سپاه گرمی منصوب شد و پس از
آن مدتی فرماندهی سپاه خلخال را به عهده گرفت. با شروع جنگ تحمیلی با
سخنرانی های آتشین خود در مساجد روستاها باعث جذب نیروهای بسیجی به جبهه ها
می شد. طولی نکشید که خودش نیز در حالی که پدر و برادرش در جبهه حضور
داشتند، به جبهه اعزام شد. او در اولین اعزام به جبهه بیست و یک ساله بود.
قبل از حرکت به سوی جبهه، روزی به مادرش گفت: «دعا کن من شهید شوم، نصف
ثواب را به شما می دهم …» در خط مقدم جبهه با جان و دل جانفشانی می کرد و
هر مسئولیتی را بر عهده می گرفت و با عشق و علاقه آن را به انجام می رساند.
در طی مدت کوتاه به معاونت تخریب لشکر ۳۱ عاشورا برگزیده شد و تلاشهای
فراوانی در این پست انجام داد.
خدمتعلی دربرابر مشکلات، بسیار صبور و مقاوم بود. هر موقع با مشکلی مواجه
می شد سعی می کرد با صبر و بردباری آن را حل کند. برای افراد اهل منبر و
مسجد و علاقه مندان به فرایض دینی احترام خاصی قایل بود. به مردم و خانواده
توصیه می کرد پای بند انقلاب باشند و از اوامر امام خمینی اطاعت کنند.
آرزو داشت که انقلاب، جهانی شده و همه جا گسترش پیدا کند. همیشه و در همه
حال از خداوند آرزوی شهادت می کرد . این آرزو از همان اوایل انقلاب در جان و
دلش ریشه دوانده بود. سید کیومرث درستکار، همرزم رجبی می گوید:
«روز اعزام بود و پاسداران به جبهه حق علیه باطل اعزام می شدند. برادرم به
نام سید فتاح درستکار هم در این اعزام بود. بنده و مادرم نیز برای بدرقه و
خداحافظی نیروها به سپاه خلخال رفته بودیم. مادرم هنگام اعزام برادرم گریه
کرد. شهید رجبی هم در لباس فرم در پست فرماندهی ،نیروها را بدرقه می کرد.
بعد از اینکه برادران پاسدار اعزام شدند، رجبی پیش ما آمد و دید که مادرم
گریه می کند، بعد از احوالپرسی با خنده گفت: «مادرم چرا گریه می کنی؟! ما
همه فدای انقلاب و امام هستیم و این لباس فرم سبزی که به تن کرده ایم کفن
ماست و با این لباس در راه اسلام و قرآن فدا خواهیم شد تا اسلام زنده
بماند.» و مادرم با شنیدن این سخن آرام گرفت.» ۶
خدمتعلی رجبی پس از دو ماه حضور فعال در جبهه در تاریخ ۷/۱۲/۱۳۶۲ در عملیات
خیبر بر اثر اصابت تیر مستقیم به شهادت رسید. بنا به نقل همرزمان با شهید
مهدی باکری به خط مقدم رفته بود که بر اثر اصابت تیر به شهادت رسید و
جنازه اش را شهید باکری تا آخر خاک ریز دوم آورد. ۷ پدر خدمتعلی در باره
نحوه شنیدن خبر شهادت فرزند می گوید: «به همراه دو پسرم در جبهه بودیم روزی
دیدیم که رفتار رزمندگان فرق کرده است و طور دیگری با ما برخورد می کنند و
از دیدن من پنهان می شوند. از بچه ها پرسیدم و متوجه شدم که خدمتعلی شهید
شده است. در دعای توسل خبر شهادتش را به بچه ها گفتیم … » ۸
در شرح این واقعه، رستمی (یکی از همرزمان خدمتعلی) می گوید: «در دشت
آزادگان بودیم و خدمتعلی معاون گردان تخریب بود و برادرانش در گردان حرّ
حضور داشتند. ایشان زودتر به جزیره مجنون رفت و ما هم قرار بود بود بعداّ
اعزام شویم. یک روز در مانور بودیم وقتی آمدیم دیدیم پدر شهید رجبی با چند
نفر از پاسداران هشنچین آمده اند. به ما گفتند «زود باشید یک دعای توسل
بگزاریم». پدر ایشان می خواستند از این طریق با مقدمه چینی خبر شهادتش را
به ما اعلام کند …» ۹
![]()
![]()
![]()
دنیا اگر میتواند نمونه شهید بالازاده را بیاورد
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سپاه سلمان به نقل از سپاه نیوز؛ سردار محمد
رضا نقدی درهمایش یادواره بسیجی شهید مرحمت بالازده و36هزار شهید دانش آموز
كشور دراردبیل گفت: 36هزار شهید دانش آموزبرگ افتخاری درتاریخ سرزمین
ماست.
وی دربارهی رشادتهای دانش آموز شهید مرحمت بالازده گفت: انسانی كه
ازهمان اوان نوجوانی قدرت تمیز پیدا كرده و حركت خود را با عزم و ارادهای
استوار درعرصه جهاد آغاز می كند، یك الگوی تمام عیار نه فقط برای نوجوانان
كه برای همه ماست.
سردار نقدی با اشاره به از جان گذشتگی مرحمت بالازده درعملیات سومار و
هدایت سایر رزمندگان در زیر تیر باران دشمن و غافلگیر كردن بعثی ها، گفت:
زمانی كه عملیات نبود روح خدمت گذاری او درسنگرها عیان بود.
فرمانده كل بسیج اذعان كرد: زمانی كه شهدا حضور داشتند درمقابله با
استكبار جهانی جلودار و پیشتاز بودند، امروز هم پس ازجنگ باز این شهدا پیش
قراول هستند و با آمدن پیكرهای مطهرشان مردم را بیدار می كنند.
سردار نقدی افزود: امروز به بركت همین رشادتها و ایستادگیها پیروزیهای
اسلام یكی پس از دیگری رقم می خورد و بیداری اسلامی در كشورهای منطقه مصداق
عینی این اتفاق است؛ به طوری كه میبینیم پیشبینی امام بزرگوار هر روز
بیشتر به واقعیت نزدیك می شود.
رییس سازمان بسیج مستضعفین ادامه راه همین شهدا را راهی خواند كه از یك
نوجوان چنین ابرمردی میسازد كه می توانیم نام و یاد او را به رخ تمام
جهانیان بكشیم.
سردار نقدی همچنین ناكارآمدی سلاح های آمریكایی درجنگ های افغانستان وعراق
را یادآور شد و گفت:اشغالگران امروز دست از پا درازتر مجبور به ترك این
كشورها شدند؛ چرا كه نه شرایط اقتصادیشان اجازهی ماندن می دهد و نه شرایط
حاكم بر منطقه.
وی با اذعان به اینكه دست مادران و پدرانی را كه چنین فرزندانی را
پروراندهاند می بوسم، افزود: در پرتو ایستادگی مرحمت بالازدههاست كه
ملتها امروز در سراسر جهان به پا خواستهاند و به لطف یاری خداوند
نتیجهای جز پیروزی اسلام درجهان متصور نیست.
در ادامه این یادواره سردار جلیل بابازاده، فرمانده سپاه حضرت عباس (ع)
استان اردبیل نیز گفت: شهید مرحمت بالازاده به عنوان علمدار بصیرت برای
لبیك به ندای امام به جنوب رفت.
بابازاده افزود: شهید مرحمت بالازاده با حضور در 5 عملیات بزرگ سپاه، جان خویش را به اسلام و ایران اهدا كرد.
وی خاطرنشان كرد: رزمندگان عاشورایی این مرز و بوم در چهار جبهه با دشمن جنگیدند كه مهمترین جنگ آنها جنگ با نفاق بود.
سردار بابازاده اظهار كرد: 3400 شهید استان برای اعطای كلمه الله در جهان و
برای حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی و ارزشهای اسلام به جبهه ها رفتند و
وظیفه ماست كه در شرایط كنونی هوشیار و بیدار باشیم تا دشمنان از فرصت ها
استفاده نكنند.
سردار بابازاده در ادامه سخنان خود از سپاه حضرت عباس به عنوان تاسوعای
شهید مهدی باكری نام برده و خاطر نشان كرد: این سپاه تمام توان خود را در
مبارزه با جنگ نرم فرهنگی دشمن كه وارد كشور شده است بكار خواهد گرفت و من
از روح بزرگ شهید مرحمت بالازاده می خواهم كه كمك و همیار ما در این حوزه
باشد.
پخش سرود، بازخوانی زندگی شهید بالازاده و نمایشگاه عكس شهدای دانش آموز از برنامه های جنبی این یادواره بود.
درپایان با اهدای لوح تقدیر ازخانواده شهید مرحمت بالازده تقدیر به عمل آمد.![]()
![]()
![]()

![]()
![]()
![]()
هستیم
خودمان باید مراقب باشیم.
![]()
![]()
![]()
| قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت |

